
پشتیبانی آنلاین و تلفنی
ارتباط مستقیم با غرفهدارها
تضمین بازگشت وجه توسط باسلام
مقدار:
1 عددی
?Why has nobody told me this befor درباره کتاب چرا تا به حال کسی این ها را به من نگفته بود در اتاق درمان روبه روی زن جوانی نشسته ام. روی صندلی با آرامش لم داده و در حین صحبت با بی قیدی بازوان از هم گشاده اش را تکان میدهد. از نگرانی و فشار عصبی جلسه ی قبل خبری نیست. ما فقط چند جلسه قرار ملاقات با هم داشتیم. به چشمان من نگاه میکند و لبخند زنان سرش را تکان میدهد : " میدانی ؟ میفهمم که راه سختی پیش رو دارم اما مطمئنم که از پس آن بر می آیم. اشک چشمانم را میسوزاند , آب دهانم را قورت میدهم. لبخند تک تک ماهیچه های صورتم را فرا میگیرد.او تحول را درونش احساس کرده و اکنون تغییراتش برای من مشهود است.این زن چندی پیش وحشت زده از دنیا و رویا رو شدن با پیشامدهای گریز ناپذیر آن وارد اتاق من شد. فقدان اعتماد به نفس چنان او را فراگرفته بود که از هر تغییر و چالش جدیدی میترسید. هنگام ترک اتاق درمان , سرش را از لحظه ی ورودش کمی بالاتر گرفته بود. مسبب این اتفاقا من نبودم. من هیچ قدرت جادویی ای برای برای شفا یا تغییر زندگی زندگی کسی ندارم. برای پرده برداشتن از دوران کودکی او نیاز به سالها درمان مداوم نبود. در این موقعیت هم مانند موارد مشابه , نقش عمده ی من مربیگری بود. من فقط اطلاعاتی درباره یافته های علمی که برای یگران مفید بود در اختیارش گذاشتم , تحول از آنجا آغاز شد که مفاهیم و مهارت ها را درک کرد و به کار بست. ...

