با سلام - با سلام، جهان جای بهتری است

سفال سرکارپور

تولید کننده تک محصولی
خلاصه
سفالگری با مدرک یونسکو و نشان هنری اداره ارشاد
محصولات غرفه
قصه محصول
به ظاهر، مجسمه‌ی کبوتری است که میان انگشتانی گِل آلود به خواب رفته. با بال‌هایی آویزان. انگشت‌ها دست نوازش بر سر کبوتر می‌کشد. کبوتر از گِل است و جان ندارد. انگشت‌ها بال‌ها را می‌گستراند.کاکلی بر سرش می‌گذارد و نوکش را تیز می‌کند. از زیر بال‌های کبوتر می‌گیرد و به دهان نزدیکش می‌کند. در آن می‌دمد و کبوتر جان می‌گیرد. به پرواز درمی‌آید و بالا می‌رود. آنقدر بالا که گویی صحنه‌ی خلقت آدم را می‌بیند. تکه گلی بی روح و انبوه فرشتگان به تماشا. ابلیس هم. اندام آدمی شکل می‌گیرد و فرشته‌ها به شوق می‌آیند. خدا از روح خودش به گِل انسان می‌دمد تا اشرف مخلوقاتش آفریده شود. فرشته‌ها او را سجده می‌کنند و یک سوال ابدی خلق می‌شود: خاک برتر است یا آتش؟ پاسخ این سوال آسان نبود. ابلیس عبادت چندهزار ساله‌اش را تاوان داد و آتش کنجکاویِ آدم او را به خاکی غریب هبوط داد.
غربت، خاکِ دامن گیر دارد. آدمی را پابند خودش می‌کند با هزار دلتنگی که دارد. دل کندن از خاک برای آدمی آسان نیست. ولی آتشِ دل، بی تاب و بیقرارش می‌کند. این آتش رنگ می‌شود در قلم موی نقاش. کلمه می‌شود در غزلی عاشقانه، آهی می‌شود برخاسته از ساز خنیاگران. کاسه‌ی سفالین می‌شود در دستان سفالگری که تمرین خلقت می‌کند. هر جا که ردی از خاک انسان است دود آتش هم هست.
این هم آمیزی خاک و آتش در سفال‌گری به اوج می‌رسد. چرخ سفالگری نمادی از چرخ افلاک است که هنرمند سفالگر می‌چرخاندش تا به گِل جانی دوباره بدهد. ذوق و هنرش را به خاک ارزانی کند تا کوزه و ظرف و چراغ بسازد. سفال‌های خام در آتش کوره لعاب داده می‌شوند تا هم استحکام بیشتری داشته باشد هم جلای بهتری. این ظاهر کار است اما حقیقت این است که سفالگر روح هنرمندانه‌اش را در آن می‌دمد تا سفال‌ها برایت قصه‌ی خاک و خلقت و آتش را بگویند. مثل سفال‌هایی که در کارگاه استاد رضا سرکارپور شکل می‌گیرند. رنگ و لعاب می‌شوند و گالری‌دارها و هنردوست‌هایی از سراسر ایران و حتی جهان می‌آیند تا ظرافت و هنرمندی به کار رفته را در این سفال‌ها تحسین کنند و با خودشان به سوغات ببرند.
این سفال‌ها هم روح دارند. اگر خوب نگاه کنی هر کدام می‌خواهند پرواز کنند.
درباره یک زندگی
استاد خاک و آب و آتش قمی
در میان تمام سفال‌گرهای قم تنها کسی که مدرک مربی‌گری آموزش سفال را دارد رضا سرکارپور است. هنرمندی که تمام عمرش را به پای این حرفه و هنر آبا و اجدادی‌اش گذاشته است. سفال‌گری هنری است که از پدرش به یادگار مانده. مثل عکسی قدیمی از پدرش که برای پیدا کردنش کلی از اقوام پرس و جو کرد تا بالاخره در خانه‌ی یکی از اقوام پیدایش کرد. آقای سرکارپور خاطره های فراوانی از بی اعتنایی‌ها به این هنر بسیار کهن دارد.
در مقاله‌اش که به سفارش بنیاد ایران شناسی تحت عنوان «از خاک تا افلاک» نوشته به قدمت این هنر اشاره کرده است: هفت هزار سال!

استاد ایرانی، هنرمند جهانی
فراموشیِ سفال، از دست دادن میراثی هفت هزار ساله است. رضا سرکارپور یک تنه جور همه را می‌کشد. به دنبال همین تلاش‌ها سال 91 مدرک درجه سه هنری را از اداره ارشاد گرفت. شیوه‌ی کاملا بومی و سنتی سفالگری سرکارپور و کیفیت محصولاتش کارشناس‌های سازمان جهانی یونسکو را مجاب کرد مدرک گواهی اصالت به آثار هنری‌اش بدهد. با این همه، تواضع و خاکی بودنش در میان خاطره‌هایی که نقل می‌کند پیداست.

کوره و کار و خاطره
کوره دیروز خاموش شده ولی هنوز گرمایش را می‌شود احساس کرد. چیدن سفال‌های خام در کوره سه روز طول می‌کشد و مهارت خاصی می‌خواهد. می‌گوید: با لعابی که به کارهای هنری در کوره داده می‌شود کسی نمی‌تواند اثر را به نام خودش جعل کند. نقل می‌کند: سال‌ها پیش دو تا اثر هنری داشتم که به یکی از دوستانم یادگاری داده بودم. دوستم کوره و فروشگاهی داشت در مشهدِ اردهال. یادگاری‌ها را تزئینی گذاشته بوده در مغازه. دو خانم می‌آیند و هر دو اثر را قیمت می‌کنند. دوستم قصد فروش نداشته. قیمتی می‌گوید که آنها منصرف شوند. صد هزار تومان آن سال‌ها. ولی آن ها می‌خرند. این ماجرا گذشته و مدت‌ها بعدش خبر نمایشگاهی از صنایع سفالی را در تلویزیون شنیده، در موزه‌ی هنرهای معاصر در تهران. به شوق دیدنشان رفته و با تعجب اثر سفالش را آنجا دیده که نام خانمی زیرش حک شده. کارم را لعاب نکرده بودم و امکان سواستفاده داشت. به مدیر نمایشگاه گفتم. مدیر می‌خواست کسی که این کار را کرده بیاورد ولی قبول نکرده.
این بی نام و نشان بودن را می‌توان در کتاب فاخری که به سه زبان چاپ شده هم دید. کتاب «دستان ماندگار» که صنایع دستی شاخص قم را معرفی کرده است و عکس استاد سرکارپور و آثار هنری‌اش را هم در صفحه‌ای آورده. بدون اینکه نامی از او برده شود.
درباره یک مکان
کارگاه استاد سرکارپور در یکی از محله های قدیمی شهر قم به نام آذر، قرار دارد. چرخ سفالگری و سفال های آماده و کوره همه و همه کنار هم هستند.
ارزشش را دارد
ارزشش را دارد چون سفال ها از خاک ایران هستند، با آب همین سرزمین گل شده اند و آتش همین فرهنگ، پخته شان کرده.
ارزشش را دارد چون انگشت استادی هنرمند شکل شان داده و نقش روی شان کشیده.
ارزشش را دارد چون فوت کوزه گری اش در انحای سفال ها و جلای رنگ ها و استواری طرح ها پیداست.
گواهی ها و تقدیرها
نگارخانه
نظرات سایر کاربران
نظرات شما