با سلام - با سلام، جهان جای بهتری است

اکسیر جوانی (کامبوجا)

تولید کننده تک محصولی (عرضه مستقیم)
خلاصه
تولید داروهای سنتی جهت کاهش مصرف داروهای شیمیایی
محصولات غرفه
قصه محصول

بسم الله الرحمن الرحیم

دارو سازی می خواندم اما اولین بار اسمش را از مادرم شنیدم؛ - او هم از همسر دوست پدرم شنیده بود. به خاطر درد کمرش مصرف می کرده و خوشحال بود که زود رو پا شده و با دیدن معجزاتش بقیه ی اهل خانواده شان هم مصرف کرده بودند.- اما جالب ترین معجزه قارچ کامبوجا سیاه شدن موی سفید بزرگ فامیل بعد از 8 ماه استفاده ی مداوم بود؛ و خوشحال بودند از اینکه از زمانی که شروع به مصرف کامبوجا کرده، دیگر به هیچ دکتری مراجعه نکرده است .
حرف های مادرم برایم عجیب بود؛ در گوگل سرچ ساده ای کردم؛ و با کلی مقاله و خواص روبرو شدم. باور نکردم و باخودم گفتم مگر می شود یک چیز با این همه خواص؟!
پیگیر نشدم تا سه ماه بعد تا این که یک روز در یکی از داروخانه هایی که دکتر شیفت بودم؛ یکی از مریض هایم گفت برای جوش هایم کامبوجا مصرف میکنم و خیلی بهتر شدم .
کامبوجا؟! چه اسم آشنایی! چه جالب. از او خواستم کمی از آن را برایم بیاورد . برای اینکه حتما بیاورد به او گفتم یک کرم 14 هزارتومانی که لازم داشت را رایگان به او می دهم . برگشت.
40 سی سی کامبوجا 14 هزارتومان !!! خیلی گران خریدم. اما ذهن کنجکاوم گفت ارزشش را دارد .
به خانه برگشتم و به همسرم گفتم بگو چه شده ؟! همسرم متعجب به من نگاه میکرد و منتظر خبر بد بود . با ناراحتی گفت دیگر اجازه نداری شیفت داروخانه بروی؟! با ذوق گفتم کامبوجا پیدا کردم . کلی فکر کرد و گفت این همونیه که مامان میگفتن؟! گفتم آره خودشه
باز سرچ گوگل را زدم و همون خواص ! دوتایی به هم نگاه میکردیم و گفتیم مگه میشه مگه داریم؟! درمان ایدز ، ام اس و سرطان !! چطور ممکن است؟
شماره تماس دوست پدرم که شهرستان بودند را از پدرم گرفتم و از همسرش طریقه ی کشت را پرسیدم.
خسته ی شیفت اما تصمیم گرفتم درست کنم. وسط کار خوابم برد. صبح که بیدار شدم همسرم گفت برایت کشت دادم امیدوارم درست پیش رفته باشم و خوب از آب دربیاید.
هر روز با ذوق به آن سر میزدم و مطالعاتم را راجع به آن زیاد کردم به سایت اصلی مقالات غذایی و دارویی امریکا مراجعه کردم (http://www.sciencedirect.com) و با سرچ کلمه (kombucha) با بیش از 200 مقاله تخصصی روبه رو شدم در حین گشتن در سایت به 5 مقاله تخصصی درباره سرطان رسیدم که با چندین مکانیسم مختلف میتوانست جلو انواع سرطان را بگیرد (تا انجایی که علم داروسازی من می گفت یک داروی شیمیایی با 1 مکانیسم یا نهایتا 2 مکانیسم جلو سرطان را میگیرد که البته فقط جلویش را می گیرد و درمانی در کار نیست مگر احتمال 5% و 95% بقیه از سرطان نمی میرند بلکه عوارض شدید شیمی درمانی آنها را از پا در می آورد) خلاصه مقالات دیگری پیدا کردم که با بررسی کاملی نشان داده بود: عوارض دیابت (شامل: از کار افتادن اعصاب محیطی و مرکزی از بین رفتن رگها و مویرگها آسیب به چشم و کلیه، زخم پای دیابت و...) را چگونه از بین برده و به اصطلاح کل بدن را ریکاوری می کند. همچنین درباره ایدز، ام اس و حتی سکته مغزی و قلبی مقالاتی بود. قویترین مقالاتی که یافت شد عبارت بود از بررسی اثر کامبوجا بر سیستم آنتی اکسیدانی و بازسازی کبدی که کاملا تخریب شده و به پیوند کبد نیاز دارد.
نکته ای که شاید برای شما جالب باشد این است که پایان نامه دکترای من کار بر روی نوعی عفونت کشنده بیمارستانی به اسم سودوموناس آئروژینوزا بود که هیچ چیز به جز وایتکس آن را از بین نمیبرد (حتی الکل و بتادین و ساولون) و گونه های مقاومی در دست داشتم که قویترین آنتی بیوتیک ها از نابود کردن آن عاجز بودند و باز مقاله ای یافتم که کامبوجای به لیمو (اختصاصا به دلیل داشتن یورسینیک اسید) به راحتی آن را از بین می برد و حتی نوع دیگری از عفونت قارچی کشنده به اسم کاندیدا آلبیکنز. خوشحال از این همه اتفاقات گفتم سری به "گوگل محقق" هم بزنم و چشم هایم از حیرت گرد شد. دلیل حیرتم دیدن بیش از 5000 مقاله بود که مقالات روسی چینی و ژاپنی متعددی داشت. طی تحقیقاتی که داشتم مشخص شد روسیه تقریبا تمام و کمال تحقیقات را روی کامبوجا انجام داده ولی به دلیل جنگ سرد بین روسیه و امریکا از انتشار آن خوداری کرده و خود به بزرگترین استفاده کننده از کامبوجا تبدبل شده. این قسمت داستان چون برای خودم جالب بود توضیحات اضافه دادم تا شما هم حسم را درک کنید (یک داروی شیمیایی خیلی مقاله داشته باشه 10 تاست. مقایسه کنید با عدد 295 در سایت آمریکایی و 5280 تا در گوگل محقق که هر روز به این شماره اضافه میشه ) اولین برداشت موفقیت آمیز بود. ترش بود اما با عسل و آب خوش مزه می شد. خوابگاه متاهلی دانشجویی 28 متریمان کوچک بود اما در حد خودمان کشت می دادیم. با همسرم تصمیم گرفتیم با دمنوش های مختلف درست کنیم. تجربه ی جالبی بود و پیگیر شدم تا خواص دمنوش های مختلف را بیابم .
وقتی فهمیدم کار اصلی قارچ کامبوجا فعال کردن سلول های کسل و تنبل است، فهمیدم علت آن همه خواص چیست. مصمم تر شدم و به فکر تولید انبوه افتادیم. چه قدر خوب است درمان جایگزین تسکین درد شود.
ساعت ها با تلفن پیگیر مراحل قانونی و هزینه های راه اندازی کارخانه بودم. با همسرم به نمایشگاه های صنایع بسته بندی و ... می رفتیم و دنبال کمترین هزینه ممکن برای راه اندازی خط تولید مجهز بودیم اما کمترین هزینه حدود 500 میلیون بود .
به دنبال تامین مالی بودم باخیلی ها مشورت کردم وام های مختلف را سنجیدم. رئیس یکی از داروخانه هایی که شیفت می رفتم گفت یکی از ماشین هایم را کنار می گذارم تا خط تولیدت را راه اندازی کنیم. ذوق زده شدم اما طولی نکشید گفت بعد از 2-3 سال یا تو تمام کارخانه را از من می خری یا من از تو. با خودم گفتم من نمی دانم چه می شود اما برای او کنار گذاشتن ماشین دیگرش سخت نیست.
با سرمایه گذاران مختلفی روبه رو شدم، ولی هر کدام به مشکلی بر می خورد. مثلا قرار بود با یک وکیل سرمایه دار صحبت کنم قبل از رفتن در دلم گذشت که خدایا اگر قراره که مشکلی ایجاد بشه لطفا به خانه آن فرد نرسم نیم ساعتی با موتور سیکلت به همراه همسر و فرزندم توی ترافیک تهران حرکت کردیم تا به محدوده خانه فرد سرمایه گذار رسیدیم ولی ناگهان یک صدای ترمز و نه من و نه همسر و پسرم دیگر روی موتورم نبودیم (تصادفی کردم که موتورم به فرغون تبدیل شد) خوشبختانه از این تصادف فقط کوفتگیش بهمان رسید بدون هیچ خراشی) یاد دعایی که کرده بودم افتادم و خنده ام گرفت - جوری که فکر می کردند بعد تصادف ضربه به سرم خورده و دیوانه شدم-
با چند پزشک سنتی در یزد صحبت کرده بودم و با تولید خانگی با کمک خانواده در یزد کامبوجایشان را تامین می کردم. حتی از یکی پزشکان که با هم صمیمی تر بودیم خواستم تلفن تماس مریض هایی که کامبوجا برایشان تجویز می شود را بگیرد تا با آن ها صحبت کنم و از میزان رضایتشان مطلع شوم.
هر روز خبرهای بهتری از اثر درمانی اش می شنیدم و مصمم تر می شدم. خودم تهران بودم و خانواده و دوستان یزد. نیاز به پشتیبانی فکری، عاطفی، مالی شان و ... بیشتر حس می شد. تصمیم را جدی کردم. برای اتمام تحصیلم انتقالی گرفتم به دانشگاه یزد تا در کنار درس بتوانم زودتر کارم را پیش ببرم.
برای مجوز گرفتن هم اقدام کردم. خیلی پیگیری کردم؛ حداقل 3 ماه. اما نتیجه ای که نهایتا به من اعلام کردند صدور مجوز در صورت داشتن دستگاه هایی بود که خواص کامبوجا را از آب معدنی هم کمتر می کرد.
خیلی برایم سخت بود که آمریکا و برخی کشورهای اروپا و روسیه مصرف کامبوجا رواج دارد و از خواصش بهره می برند اما ما ...
البته هستند شرکت هایی که با مجوز تولید می کنند اما آنها هم مجبورند مواد اولیه ی کامبوجا را به صورت شیمیایی مخلوط کنند که خب تمامی خواص قارچ کامبوجا را شامل نمی شود .
من ارگانیک بودن را ترجیح دادم و شروع به معرفی آن بین اقوام و دوستان کردم. آن ها هم پس از مصرف و دیدن اثر بخشی اش به بقیه معرفی اش می کردند .
بازخوردها خیلی زیاد وامیدوار کننده بود. قطع 60 واحد انسولین بعد از دو ماه مصرف صحیح؛ بهبود علایم سرطان و حذف شیمی درمانی و درمان کامل، رفع سنگ صفرا بدون عمل جراحی به کمک مصرف سیاه دانه و عسل و کامبوجا در دوهفته، سبکی مغز و رهایی از افکار پریشان، تنظیم خواب و وزن، رفع جوش ها و ... . مطمئن شدم که مصرف درست می تواند ایدز و ام اس و سرطان را هم درمان کند .
و این ها همه مرا مصمم تر کرد برای تولید خانگی اما در کارگاهی مجهز .
کامبوجا در دهه های 60 و 70 در ایران رواج داشته . (دوست کرمانیم بعد از معرفی مشتاق شد. وقتی چشید گفت من این را خوردم پدرم خودش دورانی درست می کرد) اما به علت رعایت نکردن شرایط مناسب محیط کشت دچار آلودگی هایی می شده و مشکلات حاد ایجاد کرده و مردم از مصرف صرف نظر کردند.
به همین دلیل من مکان تولیدم را مجهزتر و پیشرفته تر کردم و با مراقبت های روزانه ام از ایجاد هر گونه مشکلی جلوگیری می کنم .
اگر روی پرده ی ایجاد شده در کامبوجا کپک ایجاد شود بسیار سمی است و امکان ایجاد سیروس کبدی فقط ظرف مدت 20 روز می باشد . (بخاطر همین چند باری که مشکوک به کپک شدم کل بشکه را در چاه تخلیه کردم تا خدای ناکرده مشکلی ایجاد نشود)
تولید خانگی و در سطح محدود مشکلات زیادی می تواند ایجاد کند؛ مثلا الکلی که در ابتدا ایجاد می کند و طی روزای بعدی از بین می رود با تنفس در محیط ایجاد مشکلاتی می کند و شاید برداشت زود باعث شود الکل هنوز باقی بماند و یا اینکه متوجه کپک نشده و ...( دقت کنید کامبوجای مطمئن خرید کنید )
من و همکارانم برای اطمینان از رفع کامل الکل و نبود کپک در طول مدت یک ماه مرتب بررسی های لازم را انجام میدهیم تا مشکلی پیش نیاید .
جالب است بدانید پس از 2 سال کماکان به دنبال سرمایه گذار معتقد و ارزشی هستم که سود آنچنانی برایش مهم نباشد و بیشتر دغدغه سلامت مردم را داشته باشد .
می توانم با تولید انبوه آنقدر هزینه تولید محصول را پایین بیاوریم که همه مردم ایران عزیز بتوانند به جای نوشابه و دلستر از این نوشیدنی با خواص ویژه استفاده کنند.
درباره یک زندگی
سلام. محسن کریمی هستم. داروسازی خوندم و پایان نامم روی باکتریها و مخمرا مخصوصا گونه سودوموناس آئروژینوزا بوده.
بازی حساب میشه برای ما ، تولید کامبوجا ، با این سخت گیری که داریم
درباره یک مکان
کارم را پله پله شروع کردم . از یخچال دست دوم خاموش خوابگاه متاهلی که همه سرمایه ام را برای خریدش دادم که 1 هفته بیشتر کار نکرد و شد محلی برای کشت کامبوجایمان.
به دنبال مکانی بزرگ تر در زیرزمینی تمیز و مناسب کارمان را گسترش دادیم ومرحله بعدی توسعه مکان کنونی ماست، کارگاهی 120 متری با دو همکار خوب و همراه .
به امید روزی که همه کامبوجا را بشناسند و سلامتی عضو هر خانواده باشد .
ارزشش را دارد
ارزشش را دارد که با مصرف کامبوجا درمان را جایگزین تسکین موقتی درد و برخی عمل های جراحی کنید...
و اگر بیمار نیستید میتوانید مزمون جمله پیشگیری بهتر از درمان است را انجام دهید
به راحتی میتواند جایگزین خوبی برای نوشیدنی های مضر گردد
گواهی ها و تقدیرها
دکتر محمد علی فلاح تفتی ( عضو موسسه تحقیقات حجامت ایران ) که به مدت 15 سال ایشان را میشناسم و مدت 2 سال است که کامبوجای مصرفی برای بیمارانشان را از ما تهیه میکنند
از ایشان خواستم نظر خود را طبق باز خوردهای دریافتی از بیماران بیان کنند :
اثرگذاری کامبوجا در روند درمان بیماری ها فراتر از انتظار من بوده است . این تجربه حاصل تجویز دو ساله ی کامبوجا برای بیماران می باشد .
متن دست نویس ایشان در نگار خانه میباشد
نگارخانه
نظرات سایر کاربران
زینب حیدری
زینب حیدری | 96.05.21, 9:54 ق.ظ
سلام، مادرم دیسک کمر و کبد چرب داره، با محصولات شما میشه درمان بشه؟؟؟؟ اگه آره با چه محصولی و بی زحمت قیمتشم بگین ممنونم
زینب حیدری
زینب حیدری | 96.05.21, 9:58 ب.ظ
من منتظر جوابتون هستم، ممنونم
mohsenk
mohsen karimi
mohsen karimi | 96.05.24, 11:39 ق.ظ
سلام خانم حیدری
برای اینکه دقیق بگم مشکل مادرتون با چی حل میشه باید ببینمشون.
به ادرس تلگرامم پیام بدید تا بگم چیکار کنید
dr_karimi_kombucha
نظرات شما