با سلام - با سلام، جهان جای بهتری است

چرا کار در خانه؟
چرا کار در خانه؟
چرا کار در خانه؟
شما یا همسرتان چند ساعت در روز را بیرون از خانه کار می‌کنید؟ فرزندانتان چقدر با شما وقت می‌گذرانند؟ در روز چقدر اعضای خانواده‌تان را می‌بینید؟ خانه برای شما چه معنایی دارد؟
15 بهمن 1396 نوشته حامد آقا جانی 0 دیدگاه بخوانید
قصه «گره» زدن صنایع دستی با زندگی روزمره
قصه «گره» زدن صنایع دستی با زندگی روزمره
قصه «گره» زدن صنایع دستی با زندگی روزمره
خیلی‌ها وقتی سخن از صنایع دستی می‌شود، یاد آثار زیبای توی دکور یا تزیینات خانه می‌افتند. ولی آیا در زندگی روزمره هم با صنایع دستی کار دارید؟ قصه آقای محمدسعید احمدی را بخوانید.
14 بهمن 1396 نوشته حامد آقا جانی 0 دیدگاه بخوانید
عشق هفت ساله و رکود شغلی
عشق هفت ساله و رکود شغلی
عشق هفت ساله و رکود شغلی
آقای مرشدلو اوایل ازدواجش دقیقا در روزهایی که پول نقش مهمی داشت، شغلش به مشکل خورد و متوقف شد. ولی خودش متوقف نشد و امروز، مشکل شغلی صدها خانواده دیگر را هم حل کرده است. چطور؟ ادامه مطلب را بخوانید.
14 بهمن 1396 نوشته حامد آقا جانی 0 دیدگاه بخوانید
فروش اینترنتی موفق به زبان کاربردی، از زبان تیم برنده تازه‌نفس‌های ۲
فروش اینترنتی موفق به زبان کاربردی، از زبان تیم برنده تازه‌نفس‌های ۲
فروش اینترنتی موفق به زبان کاربردی، از زبان تیم برنده تازه‌نفس‌های ۲
یک تیم ۲۵ از غرفه‌داران باسلام به نام تیم «اوج» توانستند در دومین دور مسابقه تازه‌ نفس‌ها مقام اول را به دست بیاورند. به صورت کاربردی چه کاری انجام دادند؟ بخوانید.
07 بهمن 1396 نوشته حامد آقا جانی 0 دیدگاه بخوانید
قصه اوجِ تازه‌نفس‌ها
قصه اوجِ تازه‌نفس‌ها
قصه اوجِ تازه‌نفس‌ها
هزارقصه این بار یک قصه روایت نمی‌کند. قصه این بار از چندین قصه متنوع تشکیل شده که در جایی به هم گره می‌خورند. قصه کسب و کار اعضای تیم اوج که در «تازه‌نفس‌های 2» دست به دست هم می‌دهند و با هم اوج می‌گیرند. به بهانه برگزیده شدن تیمِ اوج رفتیم سراغ کاپیتان این تیم: سیده سمیه موسوی، چهار تا از غرفه‌دارهای هم تیمی هم مثل ما مهمانش بودند.
04 بهمن 1396 نوشته تحریریه 0 دیدگاه بخوانید
خرید نقدی خواهرم از غرفه من
خرید نقدی خواهرم از غرفه من
خرید نقدی خواهرم از غرفه من
بعد از کلی ماجرا، دو تا سفارش داشتم از همان کیسه‌های نمونه که خواهرم نقدی از من خریده بود. همان جا بود که خواهرم را صدا زدم و گفتم: خواهر جان، بیا پولت رو بگیر و جنس ما رو پس بده! مشتری من جور شد.....
03 بهمن 1396 نوشته تحریریه 0 دیدگاه بخوانید
قصه تازه نفس‌ها، خیر بی‌پایان
قصه تازه نفس‌ها، خیر بی‌پایان
قصه تازه نفس‌ها، خیر بی‌پایان
. ما به یک نتیجه شگفت انگیز رسیده بودیم. همیاری و همدلی غرفه‌ها در بازار اجتماعی طوری بروز پیدا کرده بود که انگار سال‌هاست همدیگر را می‌شناسند. غرفه‌دارهای ما این ظرفیت را داشتند که در زنجیره همیاری قرار بگیرند و هر کدام‌شان راهبری تعدادی غرفه را به عهده بگیرند. در عوض باسلام هم برایشان جایزه‌های تشویقی در نظر بگیرد.
13 دی 1396 نوشته تحریریه 0 دیدگاه بخوانید
; ;