با سلام - با سلام، جهان جای بهتری است

چطور محصولات خود را تبلیغ کنیم؟

 

 

نوشته: جناب آقای مجاهد از غرفه زیت و زعتر

 

 

یک روزی یک کسی یک جایی در موضوعی که هیچ کدام درست یادم نیست جمله ای درباره‌ی تبلیغات گفت که برای همیشه به خاطرم ماند. الان شما مشتاقید من آن جمله را بگویم. این دقیقا همان احساسی است که ما در این یادداشت تلاش داریم شیوه‌ی ایجاد کردنش را با هم تمرین کنیم. زیاد منتظرتان نمیگذارم. چند دقیقه از وقت ارزشمندتان را به من بدهید تا من هم یکی از ارزشمندترین تجربیات زندگیم را در اختیارتان بگذارم.
قرار است در این سری یادداشت‌های کارگاهی همراه هم تجربیات، تکنیک‌ها و پیشنهاد‌هایی برای تبلیغ موثر کالا یا خدمات را باهم به اشتراک بگذارم. تلاش میکنیم پیشنهادهایمان را مختصر، شفاف، عینی، و قابل اجرا مطرح کنیمم.
شیوه‌ی کار اینطور باشد که من در چند بخش و به تدریج تجربیات و مشاهدات خودم را مطرح می‌کنم. اعضای کارگاه بعد از هر یادداشت به دو شیوه می‌توانند در کارگاه مشارکت کنند.
اول اینکه شما هم در موضوعاتی که مطرح می‌شود تجربیات، معلومات و نظرات خودتان را به اشتراک بگذارید.
و شیوه‌ی دوم هم اینکه پیشنهاد‌ها و نکات مطرح شده در جلسه‌ی قبل را برای غرفه‌ی خودتان پیاده‌ سازی کنید و نمونه‌ کار‌هایتان را به کارگاه ارائه کنید.
در جلسه‌ی بعدی کارگاه چکیده و برگزیده‌ی نظرات و تجربیات و نمونه‌ کار‌های ارزشمندتان را به نام خودتان منعکس می‌کنیم.
و اما بعد


هدف از تبلیغات این است که کالا یا خدماتمان را بفروشیم؟ بله این درست است. ولی باید توجه داشته باشیم این هدف نهایی است. قبل از اینکه به این قله برسیم باید چند ایستگاه را فتح کنیم:

 اولین ایستگاه این مسیر صعب الوصول حساس کردن ذهن مخاطب است. سپس به وی آگاهی و اطلاعات دادن. ماندگاری در ذهن مخاطب ایستگاه بعدی است و در نهایت باید بتوانیم مخاطبمان را قانع و راغب کنیم.


به نظر میرسد این‌هایی که نوشتم کمی پیچیده تر از این است که سردر غرفه‌مان بنویسیم «من عروسک نمدی میدوزم. ببینید خوشکل است. از من عروسک نمدی بخرید»
تازه این‌هایی که نوشتم ایستگاه‌هایی است که باید فتح کنیم. هنوز درباره‌ی ابزار کار صحبت نکرده ام.
چه ‍‍پیامی، برای چه مخاطبی، در چه زمان و مکانی را چگونه منتشر کنیم؟ پاسخ به این سوالات ابزار‌های فتح این ایستگاه‌ها و رسیدن به قله‌ی نهایی را هموارتر می‌کند.
البته زیاد نگران نباشید. نه این اصطلاحاتی که گفتم پشتوانه‌ی علمی و آکادمیک خاصی دارند و نه من دانشمند علم تبلیغات. پس زیاد نگران پیچیدگی ظاهری موضوع نباشید. حتما خود شما که فروشنده‌های با سابقه یا دست کم خریداران سابقه‌ داری هستید تمام چم و خم کار را بلدید. فقط کافی است قبل از شروع به کار کمی به این موضوعات فکر کرده باشید.
کی استراتژی تبلیغاتی وقتی درست از آب در می‌آید که به سوالات بالا با توجه به موقعیت‌های مختلف پاسخ داده باشد.

پس تا اینجای یادداشت مشخص شد کارگاه ما در سه فصل کلی تشکیل خواهد شد.
فصل اول درباره‌ی انواع ‍‍پیام و ویژگی‌های پیام تبلیغاتی صحبت می‌کنیم.
فصل دوم درباره‌ی زمان‌، مکان‌ و به طور کلی موقعیت‌های تبلیغی وویژگی‌های هر موقعیت تبادل نظر می‌کنیم.
و فصل سوم درباره‌ی مخاطب شناسی و ترکیب مجموعه‌ی عناصر تبلیغی و طراحی استراتژی تبلیغی صحبت میکنیم.

توجه داشته باشید ما درباره‌ی پیام تبلیغاتی صحبت میکنیم که مخاطب را کنجکاو یا مشتاق می‌کند بیاید بیشتر درباره‌ی شما بداند.
پس شما پیش از اینکه به کارگاه تبلیغات بیایید باید دو کار را به خوبی انجام داده باشید.
اول اینکه کالا یا خدماتی با کیفیت و قابل رقابت با نمونه‌های دیگر داشته باشید. تا وقتی خودتان به کیفیت محصول خودتان اطمینان و اعتقاد نداشته باشید قطعا نمی‌توانید مبلغ خوبی برای آن باشید. فراموش نکنید کیفیک عامل اصلی تداوم بازار و مشتری‌های شما خواهد بود و تبلیغات محصول بی کیفیت آب در هاون کوبیدن است.
دوم اینکه اطلاعات کامل و قانع کننده‌‌ای در خصوص کیفیت، ویژگی‌ها و مزایای کالا یا خدماتتون آماده کرده باشید. فراموش نکنید تبلیغات در نهایت یعنی آگاهی دادن. هنر تبلیغات در این است که بتواند اطلاعات را به شکل هنرمندانه‌ای به مخاطب منتقل کند. اگر اطلاعاتی در دست نباشد تبلیغلاتی هم نخواهد بود.
اگر این دو مورد را ندارید بهتر است روی اسب مرده شرط بندی نکنید!

جلسه اول هنوز تمام نشده است. حالا نوبت شما است.
اگر درباره‌ی علم و هنر تبلیغات معلوماتی دارید و یا نقدی به مطالب بالا دارید برایمان بنویسید.
اگر درباره‌ی مدل پیشنهادی فعالیت کارگاه نظر و یا پیشنهادی دارید مطرح کنید.


فصل اول درباره‌ی انواع ‍‍پیام و ویژگی‌های پیام تبلیغاتی صحبت می‌کنیم.
در جلسه‌ی قبل به اندازه‌ی کافی مقدمه چینی کردیم. بهتر است برویم سر اصل مطلب. چند تاکتیک پیام تبلیغی را با هم مرور می‌کنیم.

نیاز ایجاد کنید
هیچ کس یا به تعبیر درست تر تقریبا هیچ کس چیزی را که به آن نیاز نداشته باشد نمی‌خرد. شما هرچقدر هم بگویید من رب گوجه برای فروش دارم چیزی را در من مخاطب نمی‌جنبانید. مخاطب شما باید به این نتیجه برسد زندگی اش بدون محصول شما لنگ می‌زند.
بالای عکس سیاه و سفید یک خانه‌ی بی روح و سرد بنویسید زندگی بدون رنگ چیزی کم دارد. و در گوشه ای از تصویر رنگ سرخ رب گوجه‌ی خودتان را به رخ بکشید.
یا به پدر و مادر‌ها یاد آوری کنید دنیای خیالی کودکانشان به عروسک نیاز دارد. یا که به یادشان بیاورید وقتی خودشان کودک بودند دنیای عروسکی چقدر برایشان مهم بود.
یا برای فروش نخ‌ دندان کافی است چهره‌ی زیبا و لبخند دل‌ربایی را نشان دهید که تکه سبزیی لای دندانش گیر کرده است.
یا به مخاطبان‌تان نشان دهید بدون قهوه‌ی صبح، بستن بند کفش کار سختی به نظر می‌رسد!

 

 

 

ارزش‌ها را بفروشید
ارزش‌های انسانی مشترکی در دنیای اطرافمان هستند که هرکسی دوست دارد برای دست‌یابی به این ارزش‌های مشترک تلاش کند. سلامتی برای همه، دنیای بدون جنگ، صرفه جویی در مصرف انرژی، کار آفرینی، حمایت محیط زیست و... .
اگر به هر نحوی بتوانید محصول یا خدماتتان را به ارزشی مشترک پیوند دهید مخاطبتان را تشویق کرده‌اید برای دست یابی به این ارزش گامی هرچند کوچک بردارد.
شما اگر بین دو انتخاب باشید که از صابون‌های یک شرکتی معمولی خرید کنید یا از شرکت فیروز که بخش عمده‌ای از کارمندانش، توان‌مندان معلول هستند که معمولا جای دیگری بهشان کار نمی‌دهند از کدام‌ یک خرید می‌کنید؟
شما با نوشیدن چای ماته علاوه بر اینکه به سلامتی خودتان کمک می‌کنید باعث می‌شوید جنگل‌های آمریکای لاتین ارزش‌ بیشتری پیدا کنند و جنگل‌خواران آن سرزمین را دچار مشکل می‌کنید!
یا شما با خریدن موتور سیکلت الکتریکی باعث می‌شوید سوخت کمتری مصرف شود و خب وقتی سوخت در دنیا مصرف نشود لابد جنگی هم در کار نخواهد بود و در نتیجه ارتش‌های جهان به تفریحات سالم‌تری روی می‌ آورند.

 

 

 

ارزش‌ها را بفروشید
ارزش‌های انسانی مشترکی در دنیای اطرافمان هستند که هرکسی دوست دارد برای دست‌یابی به این ارزش‌های مشترک تلاش کند. سلامتی برای همه، دنیای بدون جنگ، صرفه جویی در مصرف انرژی، کار آفرینی، حمایت محیط زیست و... .
اگر به هر نحوی بتوانید محصول یا خدماتتان را به ارزشی مشترک پیوند دهید مخاطبتان را تشویق کرده‌اید برای دست یابی به این ارزش گامی هرچند کوچک بردارد.
شما اگر بین دو انتخاب باشید که از صابون‌های یک شرکتی معمولی خرید کنید یا از شرکت فیروز که بخش عمده‌ای از کارمندانش، توان‌مندان معلول هستند که معمولا جای دیگری بهشان کار نمی‌دهند از کدام‌ یک خرید می‌کنید؟
شما با نوشیدن چای ماته علاوه بر اینکه به سلامتی خودتان کمک می‌کنید باعث می‌شوید جنگل‌های آمریکای لاتین ارزش‌ بیشتری پیدا کنند و جنگل‌خواران آن سرزمین را دچار مشکل می‌کنید!
یا شما با خریدن موتور سیکلت الکتریکی باعث می‌شوید سوخت کمتری مصرف شود و خب وقتی سوخت در دنیا مصرف نشود لابد جنگی هم در کار نخواهد بود و در نتیجه ارتش‌های جهان به تفریحات سالم‌تری روی می‌ آورند.

 

 

 

 

در ذهن ماندگارباشید

 

به مناسبت ها و مناسبات ها پیوند بخورید

ارجاع خارجی داشته باشید. جایی در خاطرات مخاطب پیدا کنید.
تضاد را نشان بدهید

تحریک کنج کاوی

مزیت را به چشم بکشید

داستان را نصفه تعریف کنید و اجازه بدهید مخاطب خودش داستان را ادامه بدهد

دنبال چیزی غیر از پول باشید

قصه بگویید

از مشتریانتان استفاده کنید

ناخود آگاه را درگیر کنید

منتظر نگه دارید
ارزش محصولتان را خودتاان باور داشته باشید
پیام داشته باشیم
نو آور باشیم
طنز باشیم

معما مطرح کنید

 

20 شهریور 1396 نوشته : سپهری دسته : کارگاه ارتقا و بهبود غرفه

نظر شما درباره این محصول
برای ثبت نظرات، نقد و بررسی شما لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید. ( ورود - ثبت نام )
;