خوشمزه های خونگی خاتون (سوغات آذربایجان )
هر چیز خونگی مامان پز، لواشک و ترشی و مربا تا سبزی خشک و میوه خشک، با طعم دستان مادر
  نمره غرفه (نسخه آزمایشی)
1655 فروش
نمره غرفه یک عدد بین ۰ تا ۱۰۰ است که عملکرد مثبت و منفی غرفه را از ابتدای فعالیت غرفه نشان می‌دهد. غرفه‌هایی که خوش‌قول‌تر باشند، مشتری‌هایشان راضی‌تر باشند و محصولات بهتر و باکیفیت‌تری ارائه کنند، نمره‌شان بالاتر خواهد بود. بیشتر بدانید
تاسیس:
12 آذر 96
پیام غرفه‌دار:

محصولات سالم و خونگی آذربایجان با کسب رضایت بالای مشتریان برای گفتگو با ادمین در پیام رسان ها : yemalilari@



" متاسفانه جستجو نتیجه ای در بر نداشت "
مطمئن باشید که کلمات را درست تایپ کرده اید
کلمه دیگری را امتحان کنید
کلمات کلیدی تایپ شده را کاهش دهید

قصه محصول

درختان آب قنات خورده و کود طبیعی دیده، در هوای پاک ، محصولی میدهند به غایت متفاوت از زمین ورامین.

حال چند خانم با سلیقه باشند که پا به پای شوهرانشان ، دست در دست دخترانشان، این نعمت های خدا رو شکر گویند و تبدیل کنند به محصولات پر مصرف.

حالا اگر رقیه خانم باشد که هر سال گوجه های دستچین مزرعه را روی تنور رب می کند که کوچه از عطر رب پر می شود و باید سریع دست بجنبانی تا ربش را بخری، وگرنه خاطرخواه زیاد دارد و زود تمام می شود.

حالا اگر مریم خانم باشد که بساط پارچه های نخی اش، روی ایوان و بام پهن است و میوه ها را با کمر دردش، یکسان برش میزند و آنقدر با سلیقه خشک میکند که عطر و طعم میوه خشک، از تر آن هم بیشتر است.

یا همسایه مریم خانم، که میوه های خشک شده باغش را می فروشد به عشق یک سفر مشهد.

یا برق چشمان محسن، وقتی می بیند آلو هایی که با پدرش در گرمای رمضان چیده اند، و مادر و خواهرش با حوصله ورقه ورقه کرده و خشک کرده اند، آنقدر طرفدار پیدا کرده.

درباره یک زندگی

مثل همه قصه های عالم، یکی بود، یکی نبود، اما همه چیز خوب خوب نبود، یه روز خوب بود یه روز دیگه نه.

یه روز که می تونست روز خوبی باشه، اما جور دیگه چرخید. همراه زندگی من ، چیزی شد که باید باهاش مدارا کنم. سعی کردم انکارش نکنم و بپذیرمش. در نتیجه راهم رو عوض کردم.

وقتی راهم رو عوض کردم، زندگی ام رو تغییر دادم از یه دختر شهری مصرف کننده تبدیل شدم به یه دختر روستایی رو پای خودش وایساده.

چجوری؟ سبک زندگی سالم یا همون حیات طیبه رو پیش گرفتم، زندگی سالم با فکر سالم، زندگی سالم با مواد غذایی سالم، روح و تن دو همزاد جدا نشدنی از هم، جفتشون باید درست تغذیه بشند.

از سر قنات آب آوردم ، آب رو ریختم تو کوزه، از کره محلی روغن گرفتم، از دریا نمک. و شهرها و روستاها رو برای هر چه بوی اصالت میده جستجو میکنم.

اصالت یعنی همون طعم زندگی، اصالت یعنی همون دستان مادر وقتی داره رب میپزه.
اصالت یعنی نهال گردوی مادر بعد چند سال محصول میده و خنده را به لب مامان میشونه.

اصالت، طعم عرق های مرداد ماه پیشانی باغدارهای وایقانه، که با زن و بچه زردآلو می چینند و افطارشان با آب قنات و نان سبوس دار و پنیر محلی است و سبزی که در کرت های کنار باغ چیده اند.

اصالت طعم بسم الله اول هر لقمه و الحمد الله بعد جمع کردن سفره است.

تجربه ام در کشف دنیای اصیل را نیز با دیگران به اشتراک گذاشته ام در قالب غرفه : خوشمزه های خونگی خاتون.

درباره یک مکان

وایقانی ها آدم های جالبی هستند، روزگاری را به یاد دارند که دریاچه ارومیه آب داشت. وایقان یعنی جلگه. زمانی هوای وایقان رطوبت داشت، شرجی بود.

اما انگار افسانه ها فقط در کتاب ها نیستند، یکهو آوار میشوند سر یک شهر، یک نسل، یک عمر زندگی.

معاش اصلی وایقانی ها باغداری و کشاورزی بوده، از بخشندگی کوههای میشو،آب زلال دارند و قنات هایی که یادگار چند نسل پیش پدران شان است.

حالا که دریاچه ای نیست، اما زمین هست، باغدار هست، عشق به زمین، به خاک، به درخت هست، سختکوشی هست، اما حالا نمک هست ، آفتاب هست .

ارزشش را دارد


برای ارسال نظر وارد شوید. جهت ورود اینجا کلیک کنید.
    اعضای غرفه:

    صاحب غرفه:

    آذر بانو
    این غرفه در سراسر وب:
    
    نماد اعتماد الکترونیکی
    بسط و گسترش مطالب باسلام برای اهداف غیرتجاری و با لینک به منبع باعث خرسندی ماست