باسلام - با سلام، جهان جای بهتری ست...

با سلام - با سلام، جهان جای بهتری است

basalam

از پنجره «باسلام»، فرستنده ناشناس مهربانی باش.

باسلام یک بازار اجتماعی است، بازاری که با هدف توسعه کسب و کارهای خرد در بستر اینترنت شکل گرفته است. کمپین «فرستنده ناشناس» نمونه‌ای از مشارکت مستقیم باسلام در یک پروژه ی خیریه است. یک جریان دائمی و خیررسان که دست‌گیر مددجویان بسیاری شده. با خرید سبدهای پیشنهادی در این کمپین، از طریق سازمان‌ها و نهادهای خیریه‌ معتبر و به صورت ناشناس، دست مهربان خدا باشید، لبخندی بر صورت‌ نیازمندان بنشانید.
test

حامیان طرح

بازار اجتماعی باسلام

بازار اجتماعی باسلام

جمعیت هلال احمر استان قم

جمعیت هلال احمر استان قم

جمعیت دانشجویی امام حسن (ع)

جمعیت دانشجویی امام حسن (ع)

فرستنده ناشناس چطور کار می‌کند؟

1
بر اساس اعلام نیاز چند سازمان‌ خیریه معتبر مانند هلال احمر، دو سبد کالا از محصولات شبکه باسلام طراحی شده است.
2
شما یک یا چند سبد از این کالاها را خریداری می‌کنید.
3
باسلام سبدهای خریده‌شده توسط شما را برای آن سازمان‌های خیریه می‌فرستد.
4
سازمان‌های خیریه، سبدها را بدون نام و نشان فرستنده در میان نیازمندان توزیع می‌کنند.

سبدهای کالا

test
سبد احسان
برنج چمپا
3 کیلوگرم
روغن کنجد
1 لیتر
رب گوجه فرنگی
1 قوطی
خرمای کبکاب
1700 گرم
جوپرک
500 گرم
خاکشیر
100 گرم
روغن مایع
1.5 لیتر
آرد
700 گرم
شکر
900 گرم
عسل
500 گرم
+ هزینه ارسال
جمع کل
85,000 تومان
test
سبد مهر
خرمای کبکاب
1700 گرم
جوپرک
500 گرم
خاکشیر
100 گرم
روغن مایع
1.5 لیتر
آرد
700 گرم
شکر
900 گرم
عسل
500 گرم
+ هزینه ارسال
جمع کل
50,000 تومان

20

روز از شروع طرح

12

فرستنده ناشناس

12

سبد خرید شده

88

خانواده کم‌برخوردار

نوشته ها

test
فرستنده ناشناس مهربانی باش
نویسنده : رضا جوان
با سبد که پر شده است از خریدهای رمضانی در صف ایستاده‌ام. بیشتر از هر ماه خرید کرده‌ام. گلاب و آب‌لیموی تازه و تخم شربتی گرفته‌ام، برای قبل از سحری‌ها و بعد افطارها که تشنگی امانم را نبرد. روغن و آرد خریده‌ام برای حلوا و رنگینک، خرما و پنیر برای سفره افطار و از همین حالا می‌دانم همیشه دست نخورده از سفره برمی‌گردند. برنج داشتیم اما جو و رشته و گندم و نخود و کشک و رب و ادویه خریده‌ام برای سوپ و آش قبل افطار. صف جلو می‌رود. پسرکی از سبد روبه‌رویی کلوچه‌ای بر می‌دارد و با آبمیوه‌ای می‌خورد. سپیده انگار تازه حجم خریدها را روی هم دیده باشد می‌گوید: این ماه زیاد شد، می‌خواهی چیزی را برگردانیم؟ صدای بوق بارکدخوان‌ها از بین ردیف آدم‌ها رد می‌شود. می‌گویم یک ماه که دوازده ماه نمی‌شود و سبد را کمی جلو می‌برم.
ادامه مطلب