با سلام - با سلام، جهان جای بهتری است

داستان

درباره سئو: SEO
درباره سئو: SEO
درباره سئو: SEO

سئو (SEO)، تلفظ یک سر واژه انگلیسی از این عبارت است: Search Engine Optimization. ترجمه این عبارت «بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو» است. یکی از روش‌های سئوکاری، استفاده از کلمات کلیدی است که معنا و کاربرد آن را در مثال‌ها و حرف‌های بالا برایتان گفتم.

 

اعلام نتایج قرعه کشی "هدیه میلاد"
اعلام نتایج قرعه کشی "هدیه میلاد"
اعلام نتایج قرعه کشی "هدیه میلاد"

به مناسبت میلاد امام رضا (ع)، به ۸ نفر از کسانی که از دوازدهم مردادماه تا سیزدهم مردادماه ساعت ۲۰، از باسلام خرید کرده باشند، به قید قرعه،‌ جوایزی اهدا خواهد کرد.

هماهنگی تصادفی بین چند اتفاق عمدی
هماهنگی تصادفی بین چند اتفاق عمدی
هماهنگی تصادفی بین چند اتفاق عمدی
امروز شاید بیش از بیست مرتبه از اتاقم در باسلام خارج شدم و دوباره واردش شدم. اما دفعه ی هجدهم وقتی لیوان به دست، متفکر و سر به زیر وارد اتاق شدم، احساس کردم قبلا یک بار دیگر داخل این اتاق بوده ام. تفکر در باب مسئله ی قبلی را لحظاتی متوقف کردم و شروع کردم به تفکر راجع به علت این مسئله. چند دقیقه داخل اتاق قدم زدم و به نقش و نگارهای موکت و اشیاء کف اتاق دقت کردم. مسیری که آمده بودم را برگشتم و از اتاق خارج شدم و یک بار دیگر وارد شدم تا دوباره از همان زاویه با مسئله روبرو شوم... یک حدس هایی زدم. رفتم سراغ کامپیوترم و پوشه ها و فایل ها را کمی بالا و پایین کردم تا به تصویر زیر رسیدم که چند ماه قبل، آن را برای اپلیکیشن غرفه دارهای باسلام طراحی کرده بودم.
سبد خرید
سبد خرید
سبد خرید

سال‌هاست یک هفته قبل از ماه رمضان، زنگ می‌زنیم و دوست و آشنا و فامیل را برای یک شب از ده شب اول رمضان دعوت می‌کنیم. به سپیده گفته بودم ده شب را مهمانی بده، بیست شب باقی را مهمانی برو.

خورجین آبی با نوارهای زردرنگ
خورجین آبی با نوارهای زردرنگ
خورجین آبی با نوارهای زردرنگ

هنوز امضایم به بلوغ نرسیده بود. هرروز رنگ عوض می‌کرد و قوسش به یک‌طرف از جهات اربعه تمایل پیدا می‌کرد. ولی هر وقت آقای پستچی دفتر رسید را روی زین موتورش باز می‌کرد و می‌گفت اینجا را امضا بفرمایید همه‌ی تلاشم را می‌کردم

دختر شیرینی فروش
دختر شیرینی فروش
دختر شیرینی فروش

اتوبوس بوی گندیده تخم‌مرغ می‌داد. کیسه سبزیِ زن قدبلند چاقی که میله اتوبوس را با چادر گرفته بود بوی تخم‌مرغ ‌می‌داد. صورت دختربچه لوسی که همش نق می‌زد تخم‌مرغی بود. بوی عرق همه‌شان در آمده بود؛ بوی تخم‌مرغ گندیده.