با سلام - با سلام، جهان جای بهتری است

رضا جوان

لیگ صنایع دستی باسلام، نمونه شاخصی از یک بازار مهربان
لیگ صنایع دستی باسلام، نمونه شاخصی از یک بازار مهربان
لیگ صنایع دستی باسلام، نمونه شاخصی از یک بازار مهربان

بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر مغازه تک افتاده‌ای در یک خیابان داشته باشند، بی رقیب و هم‌کار، فروش‌شان بیشتر خواهد شد.

بعضی‌ها اما دنبال جایی هستند که هم‌صنفان و هم‌کاران‌شان مغازه داشته باشند و با هم‌افزایی در کنار هم، رونق و فروش بیشتری داشته باشند.

گاهی پیدا می‌شوند تولیدکننده‌هایی که نه فقط از بودن در کنار هم‌کاران‌شان لذت می‌برند، بلکه با همکاری و هم‌یاری یک‌دیگر به دنبال توسعه بازار و ترویج محصولات و فراهم کردن بستر دسترسی آسان به کالاها هستند.

طرح لیگ صنایع دستی باسلام، اتفاقی از همین دست است.

این لیگ از ۱۵ مرداد ماه با انتشار فراخوان دعوت کاپیتان‌ها شروع و تا ۱۰ شهریور با اعلام نتایج ادامه خواهد داشت.

لیگ صنایع دستی، با محوریت چهار راسته زیورسازان، به کاپیتانی سرکار خانم عرب‌شیبانی، راسته شیشه‌‌گران و نگارگران، به کاپیتانی سرکار خانم اصغری، عروسک سازان، به کاپیتانی سرکار خانم سوادکوه و بافندگان، به کاپیتانی سرکار خانم مسعودی، در حال اجراست. شیوه‌نامه و جدول زمان بندی لیگ‌ صنایع دستی را می‌توانید در مجله باسلام مطالعه کنید.

در این طرح، همه شرکت کننده‌ها برنده هستند، چون برای موفقیت خودشان و هم‌کاران‌شان تلاش کرده‌اند. 

تخفیف باشد یا نه، مشتری‌های واقعی، ماندگارند
تخفیف باشد یا نه، مشتری‌های واقعی، ماندگارند
تخفیف باشد یا نه، مشتری‌های واقعی، ماندگارند
تخفیف باشد یا نه، مشتری‌های واقعی، ماندگارند . بعضی فروشگاه‌ها، فروشگاه همیشه تخفیف هستند. همیشه همه کالاهای‌شان را کم یا زیاد، زیر قیمت بازار می‌فروشند. پارکینگ این فروشگاه‌ها همیشه پر است از ماشین‌هایی که صاحبان‌شان مشغول خریدند. بعضی فروشگاه‌ها هم فروشگاه همواره بی‌تخفیف‌اند. قیمت‌ها همان است که روی کالا درج شده و صندوق‌دارهای‌شان همه عدد روی فاکتورها را حساب می‌کنند. پارکینگ این فروشگاه‌ها هم همیشه پر است از ماشین‌هایی که صاحبان‌شان مشغول خریدند. تخفیف، راه نگه داشتن مشتری‌ها نیست، شاید راه جذب مشتری باشد. تخفیف‌ها مشتری‌هایی را می‌آورند که نگاه‌شان اول روی درصد تخفیف کالاست و بعد روی خود کالا. مشتری‌هایی که دنبال ردیف محصولات پنجاه درصد تخفیف، چهل درصد و کم و بیش‌تر می‌گردد. مشتری‌هایی که می‌آیند و می‌آیند تا روزی که تابلو تخفیف از سر در فروشگاه برداشته شود. مشتری‌ها اما گاهی دل‌بسته کیفیت کالا‌ها می‌شوند، گرفتار خلاقیت در تولید و زیبایی محصول و سلیقه تولیدکننده. مشتری‌هایی که خریدشان را به دوستان‌شان توصیه می‌کنند، نگاه‌شان دنبال بهترین‌هاست و دل‌پسندها را انتخاب می‌کنند. بازارها، پر هستند از مغازه‌ها و فروشگاه‌هایی که هر کدام به دل‌خواه یکی از این دو سیاست‌ را انتخاب کرده‌اند. باسلام، به ارزش محصولات بازارش مطمئن است و تولیدکننده‌هایش را خوب می‌شناسد و شک ندارد بهترین مشتری‌های این بازار آن‌هایی هستند که تولیدکننده‌ها را شناخته‌اند و همین، محصول‌ آن‌ها را برای‌شان جذاب کرده. طرح چهارشنبه‌های بیست، طرحی است برای افتتاح ارتباط مشتری‌ها و بازار باسلام. ارتباطی که گرچه با پیشنهادهای تخفیفی شروع شده اما با تجربه کیفیت و خلاقیت و اصالت محصولات ادامه پیدا می‌کند. تخفیف‌های باسلام در چهارشنبه‌ها ماندگار نیستند. آرام از یک گوشه حرکت می‌کنند و در قالب طرح‌ها و بازی‌های متنوعی، از جایی دیگر پیدا می‌شوند. اتاق طراحی و فروش باسلام، ایده‌های متنوعی برای رونق بازار دارد. ایده‌هایی که جذاب‌تر و کاراتر از تخفیف خواهند بود. در این بین، هر تولیدکننده‌ای هر جا و هر وقت که مایل باشد، می‌تواند با طرح‌های تخفیفی، پا خور فروشگاهش را بیشتر کند. ما هم از سمتی دیگر و با طرح‌هایی تازه، رفت و آمد به بازار را بیشتر خواهیم کرد.
با یک مشت مهره و سنگ و گوی رنگی چه کار می شود کرد؟
با یک مشت مهره و سنگ و گوی رنگی چه کار می شود کرد؟
با یک مشت مهره و سنگ و گوی رنگی چه کار می شود کرد؟

اولین کار، هیچ کار است. می شود  همه شان را گذاشت توی کشوی میزی، بعد چند روز بعد، وقتی توی کشو دنبال سنجاق قفلی، ناخن گیر، خودکار یا برگه کاغذی هستیم، جا به جای شان کرد و گذاشت توی جعبه ای. چند روز بعد جعبه را برداشت و خالی کرد و تویش را پر کرد از چیز دیگری و همه مهره ها و سنگ ها و گوی ها را گذاشت توی کاسه ای، توی کمدی. کاسه را بچه ها شاید وسط یک بازی پر هیجان پیدا کنند و بعد کار تمام است. برای هفته ها وقتی در خانه راه می روید، جارو می زنید،  میزی یا مبلی را جا به جا می کنید، همه جا نقطه های رنگی می بینید که انگار همه جا هستند و هیچ وقت تمام نمی شوند.

 

این یک مشت مهره و سنگ و گوی را می شود مهربانانه به یک بند خوش رنگ کشید. یک روز عصر، کاسه کاسه این دانه های رنگی را چید روی میزی یا روی قالی خوش رنگ پر ترنجی و بعد یک رشته نخ ابریشمی را آهسته آهسته از دل هر کدام رد کرد و رنگ و طرح ها را کنار هم چید و یک دست بند ساده ساخت. می شود رُبانی برداشت و همین دست بند را زیباتر کرد. می شود حلقه و قلابی برای انتهای نخ ابریمشی پیدا کرد و بستن و باز کردن دست بند را ساده تر کرد. می شود به جای نخ ابریشمی،  یک نخ کشی انتخاب کرد و دست بند را برای هر دستی میزان کرد. ذوق و هنر، پایان ندارد و همیشه راهی و ایده ای برای زیباتر شدن و خلاق تر بودن پیدا می شود.

نشستن و ساختن دست بند و گردن بند، با این مهره ها و سنگ ها، یک بازی است. بازی پر ذوقی که کوچک و بزرگ نمی شناسد و حال همه را خوب می کند.

می شود همین کار را کمی جدی تر دنبال کرد. خرازی ها، دنیایی از رنگ های ریز دلبرانه هستند. می شود رفت و تکه ای از آن شهر رنگی را به خانه آورد و بعد با جدی تر از بازی اما به لذت بخشی آن، زیورآلاتی درست کرد که دل از خیلی ها ببرد و چشم خیلی ها را بند خودش بکند.

با یک مشت مهره و سنگ و گوی رنگی، می شود زندگی کرد، می شود پا در دنیای آن ها گذاشت که دست شان لذت خلق کردن را چشیده و دل شان گرفتار ساختن شده.

با همین مهره ها و سنگ ها و گوی ها می شود کار کرد، تولید داشت، می شود عضوی از خانواده بزرگ صنایع دستی شد.

جای یک کاسه سفالی لعاب خورده در خانه ما هم خالی است
جای یک کاسه سفالی لعاب خورده در خانه ما هم خالی است
جای یک کاسه سفالی لعاب خورده در خانه ما هم خالی است

یک کاسه سفالی لعاب خورده، از همان ها که ظرف آب گوشت مادر بزرگ ها بوده و حالا رنجور و خسته از رقابت با بلورها و چینی ها و آرکوپال ها گوشه ای افتاده، می تواند بنشیند روی جا کفشی خانه و بشود «ظرف کلیدها و سوییچ ها»ی اهل خانه.

می تواند بیاید گوشه قفسه کتاب ها و ما هر وقت هر جا اسمی از کتابی دیدیم و خوش مان آمد، یا دوستی پیشنهاد خرید و مطالعه کتابی را به ما داد، اسمش را بنویسیم و بگذاریم توی «کاسه کتاب هایی که یک روز خواهم خواند

کاسه را می شود گذاشت توی اتاق بچه ها و بعد، تشویق شان کرد وقتی مدادی را می تراشند، خرده هایش را توی کاسه بریزند. «کاسه سرمدادها»، که پر می شود از خرده های رنگی مدادهای بچه ها. بعد می شود جمعه به جمعه نشست و ذره ذره این خرده مدادها را برداشت و هزار جور کاردستی ظریف و رنگی و زیبا از دل شان بیرون کشید.

کاسه را می شود گذاشت گوشه ای از میز تلفن، و همه سکه هایی که در جیب این شلوار و آن پیراهن و گوشه آن کیف ته نشین شده را توی کاسه ریخت. «کاسه سکه ها». سکه ها وقتی یک کاسه می شوند، قیمت پیدا می کنند و  با جمع شان می شود خرده چیزهایی خرید یا به فقیری کمک کرد یا حتی یک روز که جمع همه جمع است، می شود سکه ها را اسباب یک بازی خانوادگی کرد.

کاسه را می شود گذاشت روی میز آرایش و بعد به جای کشو و کیف، رژها و لاک ها را هم نشین یک کاسه کرد. اسمش را هم می شود گذاشت «کاسه زیبایی».

می شود کاسه را گذاشت روی اپن آشپزخانه و پر آبش کرد و بعد یک گل کوچک خوش رنگ را در آن شناور کرد. مثل یک قایق رنگی در یک ساحل آرام. «کاسه آبی». بعد هر بار، میانه های شستن ظرف ها و پختن غذاها و درست کردن دسرها و دم کردن چای و دم نوش ها، نگاهی به کاسه سفالی لعاب دار و زیبای شناور در آن کرد و خستگی را به نفسی بیرون داد.

کاسه را می شود گذاشت روی تاج تخت و بعد یادداشت های کوچک مهربانی را به جای کشاندن به آشپزخانه و چسباندن روی در یخچال، آرام کاسه نشینش کرد. «کاسه عاشقانه ها». می شود نوشت: خواب بودی و من برایت چای دم کردم، صبحانه ات را گرم بخور نازنینم!

شاید کاسه را بشود گذاشت گوشه پنجره ای و جایش را محکم کرد و برای گنجشک ها و یاکریم هایی که بین دیوارهای سنگ و سیمان شهر اسیر شده اند، خرده نانی و ذره آبی گذاشت. کاسه مهربانی. می شود پرنده ها را در قفس نکرد اما دل بسته پنجره خانه و کاسه مهربانی شان کرد.

کاسه را می  شود خانه مدادها و خودکارهای سرگردان خانه کرد. خودکارهایی که خیلی وقت ها در لحظه ای که باید دم دست باشند، نیستند و وقتی لازم شان نداری، یا روی میز افتاده اند و یا زیر پا می روند. «کاسه قلم دان».

کاسه را می شود پر کرد از  پارافین، یک نخ کتان برایش گذاشت و بعد، شمعی داشت که هیچ وقت تمام نمی شود، «کاسه سوزان» شب های عاشقانه.

یک کاسه سفالی لعاب خورده، از همان ها که ظرف آب گوشت مادر بزرگ ها بوده و حالا رنجور و خسته از رقابت با بلورها و چینی ها و آرکوپال ها گوشه ای افتاده، می تواند برای گوشه گوشه خانه ما، حال خوب و تازه به همراه داشته باشد.  همان کاسه سفالی لعاب خورده که روی چرخ سفالگری و زیر انگشت های ورزیده استادکاری درست شده، سفالی که رنگ لعابش از دل سنت و فرهنگ بومی ما آمده، همانی که لمس کردنش کلی خاطره برای آدم زنده می کند، حیف است اگر دور از روزمره های ما بماند. حیف است که این کاسه ها باشند و ما نداشته باشیم شان.

ریویو چیست و چطور یک تجربه استفاده از محصول را بنویسیم؟
ریویو چیست و چطور یک تجربه استفاده از محصول را بنویسیم؟
ریویو چیست و چطور یک تجربه استفاده از محصول را بنویسیم؟

وقتی از ریویو حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟!

همیشه اتفاق افتاده که از خریدی راضی بوده‌ایم و بارها و بارها برای دوست و آشنا خاطره خوش استفاده از آن را تعریف کرده‌ایم، گاهی هم محصولی تهیه کرده‌ایم و بعد همه رفقا و همسایه‌ها خبر داده‌ایم که نکند آن‌ها هم اشتباهی مثل ما مرتکب شوند و گرفتار تجربه ناخوشایندی مثل ما بشوند. 

ریویو، همین است اما مکتوبش. مقاله یا یادداشتی برای اشتراک‌گذاری تجربه استفاده از محصولی با همه آن‌ها که می‌خواهند درباره آن محصول بدانند.

ریویونویسی در جهان پر محصول امروز آن‌قدر پیش رفته که به عنوان یک حرفه و تخصص در حوزه‌های مختلف به رسمیت شناخته شده است. آدم‌هایی درباره یک کتاب ریویو می‌نویسند و می‌توانند کتابی را پر فروش یا از چرخه نشر خارج کنند، کسانی درباره غذای یک رستوران گزارشی می‌نویسند و صف‌های طولانی در پیاده‌رو برای تجربه دست‌پخت سرآشپز آن‌جا درست می‌کنند، آدم‌هایی یک گردشگاه یا مجموعه تفریحی را ریویو می‌کنند و باعث می‌شوند بلیط‌های یک فصلش در طول یک هفته پیش فروش بشود.

ریویو‌ها در جهان امروز معجزه می‌کنند و این معجزه از دست شما هم دور نیست. نه فقط اگر آشپز خوبی هستید و مزه‌ها را خوب تشخیص می‌دهید و از عطر غذایی، ترکیبات و میزان ادویه‌اش را می‌شناسید!، نه تنها اگر کتاب‌خوان حرفه‌ای هستید و قفسه قفسه کتابِ خوانده شده دارید و دست نویسنده را در قدم اول بازی می‌خوانید، نه حتی اگر خودتان کارشناس صنایع دستی هستید و فرق مینای اصل و تقلبی را از پشت ویترین متوجه می‌شوید و ظرافت قلاب‌بافی و زیر و رو بافی‌اش را می‌دانید، بلکه اگر شما هیچ تخصصی در تشخیص ادویه هم ندارید و همیشه نمک را با شکر اشتباه می‌گیرید و دارچین را به جای فلفل استفاده می‌کنید، ولو این‌که هر کتابی که برداشته‌اید، شش ماه طول کشیده تا تمامش کنید، حتی اگر تفاوت مینا و خاتم، سِرمه و ترمه، معرق و منبت، اصل و بدل را نمی‌دانید باز هم می‌توانید یک ریویونویس سرشناس و قابل اعتماد باشید.

باسلام جای حضور تولیدکننده‌های خرد و خانگی است، شما هم ریویو نویس خانگی این محصولات باشید.

چند قدم ساده و روشن برای رسیدن به یک یادداشت خوب درباره تجربه محصول وجود دارد، این‌ها را به خاطر داشته باشید و بهترین یادداشت‌ها را بنویسید:

 

قدم اول: درباره چه محصولی حرف می‌زنید؟

تصور کنید ما از محصولی که خریده‌اید هیچ چیزی نمی‌دانیم، قبل از هر چیز، محصول را در چند خط معرفی کنید، برای معرفی می‌توانید از اطلاعات روی بسته‌بندی محصول و اطلاعاتی که تولیدکننده در سایت باسلام نوشته استفاده کنید.

 

قدم دوم: در توضیح تجربه خودتان قدم به قدم پیش بروید.

اولین مواجهه شما با محصول، بسته پستی‌اش بوده و بعد نوع بسته‌بندی و ظاهر محصول و مشخصات ظاهری و در آخر هم تجربه استفاده از آن. پس به همین ترتیب برای مخاطب خوتان بنویسید و یادداشت‌تان را به همین شکل دسته‌بندی کنید.

 

قدم سوم: ۱۰ سوال طراحی کنید.

قبل از نوشتن، ۱۰ سوالی که ممکن است برای مصرف کننده پیش بیاید را لیست کنید و درباره‌شان توضیح دهید. این ده سوال می‌تواند بعضی از سوال‌های خود شما باشد وقتی هنوز محصول به دست شما نرسیده بود و بعضی از سوال‌هایی که موقع استفاده برای‌تان پیش آمده و پاسخش را پیدا کرده‌اید.

 

قدم چهارم: لیست خوب‌ها و بدها!

هر محصول بی‌شک هم نقاط مثبت و هم نقاط منفی دارد، درباره همه‌شان بنویسید و اجازه بدهید خواننده متن، محصول را با همه قوت و ضعف‌هایش بشناسد بعد انتخاب کند.

 

قدم پنجم: درباره حس خودتان بنویسید.

همه خواننده‌ها دوست دارند حس شما را درباره محصول بدانند. برای خیلی‌ها احساسی که به محصول پیدا کرده‌اید، انگیزه‌ای برای خریدن یا نخریدن کالا خواهد شد.

 

قدم ششم: یک یادداشت بی‌تعارف بنویسید.

ریویو‌ها به منزله مشاوره‌ای هستند که شما به دوستان‌تان می‌دهید، پس بی‌تعارف، کامل، واضح و مثل همیشه صادقانه بنویسید. 

 

قدم هفتم: باز هم حاضرید بخرید؟

همیشه یک سوال در ذهن خواننده وجود دارد: آیا شما حاضر هستید دوباره این محصول را بخرید؟ چرا؟ به این سوال در قسمت‌های پایانی ریویو پاسخ بدهید. مطمئن باشید خواننده یادداشت شما مشتاق است بداند آیا مشتری این محصول شده‌اید؟ یا راضی بوده‌اید و فکر می‌کنید به یک بار امتحان کردنش می‌ارزیده! و یا کلا ناراضی هستید و از خریدتان پشیمان شده‌اید!

 

قدم هشتم: عکس و عکس و عکس.

از محصول در خانه خودتان و با موبایل عکس بگیرید، اجازه بدهید مخاطب‌ کالا را بیرون از ویترین و دور از عکس‌های طراحی شده، تماشا کند. عکس‌ها توانایی زیادی دارند تا با تماشایی کردن نکته‌هایی که در ریویوتان نوشته‌اید، متن را جذاب‌تر و اثر‌گذارتر بکنند.

در عکس گرفتن به خودتان سخت نگیرید، مهم است عکس‌های‌تان با کیفیت باشد اما لازم نیست آتلیه‌ای عکاسی کنید.

 

قدم نهم: به تولیدکننده‌ها پیشنهاد بدهید.

اگر پیشنهادی برای تولیدکننده دارید، آخر یادداشت‌تان تحت همین عنوان: «چند پیشنهاد برای تولیدکننده محترم» بنویسد، این پیشنهادها یکی از مهم‌ترین و قابل اعتمادترین راه‌ها برای ارتقای کیفیت هر محصول هستند. تولیدکننده‌ها حتما استقبال خواهند کرد.

 

قدم دهم: ریویوی خودتان را منتشر کنید.

به دنیای ریویو نویس‌ها خوش‌آمدید، خیلی‌ها منتظر شما و گزارش تجربه‌های شما از محصولات باسلام هستند. 

مطمئن باشید اولین‌ جایی که مشتاق انتشار یادداشت‌های شماست، مجله باسلام است، ریویوهای شما هم در مجله باسلام و هم در صفحه هر محصول و با نام خود شما منتشر خواهد شد.

همین امروز یکی از محصولاتی را که از بازار اجتماعی باسلام تهیه کرده‌اید در خانه و محل کارتان پیدا کنید و درباره‌اش یک ریویوی تمام عیار بنویسید.

چرا شما ریویونویس حرفه‌ای باسلام نباشید، قلم و کاغذ و کیبورد همین‌جاست، بسم الله.