با سلام - با سلام، جهان جای بهتری است

حسن الماسی

هماهنگی تصادفی بین چند اتفاق عمدی
هماهنگی تصادفی بین چند اتفاق عمدی
هماهنگی تصادفی بین چند اتفاق عمدی
امروز شاید بیش از بیست مرتبه از اتاقم در باسلام خارج شدم و دوباره واردش شدم. اما دفعه ی هجدهم وقتی لیوان به دست، متفکر و سر به زیر وارد اتاق شدم، احساس کردم قبلا یک بار دیگر داخل این اتاق بوده ام. تفکر در باب مسئله ی قبلی را لحظاتی متوقف کردم و شروع کردم به تفکر راجع به علت این مسئله. چند دقیقه داخل اتاق قدم زدم و به نقش و نگارهای موکت و اشیاء کف اتاق دقت کردم. مسیری که آمده بودم را برگشتم و از اتاق خارج شدم و یک بار دیگر وارد شدم تا دوباره از همان زاویه با مسئله روبرو شوم... یک حدس هایی زدم. رفتم سراغ کامپیوترم و پوشه ها و فایل ها را کمی بالا و پایین کردم تا به تصویر زیر رسیدم که چند ماه قبل، آن را برای اپلیکیشن غرفه دارهای باسلام طراحی کرده بودم.
افتتاحیه فروشگاه من
افتتاحیه فروشگاه من
افتتاحیه فروشگاه من
گفتم باید بروم. کلی کار دارم و لپ تاپم را نیاورده ام. گفت نه! امشب را بمانید اینجا. مگر نگفته بودی که تبلتت را برای کار خریده ای؟ بمانید و کارت را با تبلتت انجام بده. خودم هم خیلی میلی به رفتن نداشتم و دنبال بهانه می گشتم تا بمانم. گفتم چشم. می مانیم.