با سلام - با سلام، جهان جای بهتری است

ماجرای آن «فروش فراموش ناشدنی» و دعوت به یک مسابقه جذاب
ماجرای آن «فروش فراموش ناشدنی» و دعوت به یک مسابقه جذاب
ماجرای آن «فروش فراموش ناشدنی» و دعوت به یک مسابقه جذاب

تا حالا هوس کرده‌اید چیزی بنویسید؟ مثلا ماجرای یکی از فروش‌های به یاد ماندنی‌تان؟ شاید جای مناسبی برای نوشتن به نظرتان نرسیده و یا در دسترس نداشته‌اید. ما می‌خواهیم کمک کنیم کتابی چاپ کنیم که شما هم یکی از نویسنده‌هایش باشید.

تخفیف باشد یا نه، مشتری‌های واقعی، ماندگارند
تخفیف باشد یا نه، مشتری‌های واقعی، ماندگارند
تخفیف باشد یا نه، مشتری‌های واقعی، ماندگارند
تخفیف باشد یا نه، مشتری‌های واقعی، ماندگارند . بعضی فروشگاه‌ها، فروشگاه همیشه تخفیف هستند. همیشه همه کالاهای‌شان را کم یا زیاد، زیر قیمت بازار می‌فروشند. پارکینگ این فروشگاه‌ها همیشه پر است از ماشین‌هایی که صاحبان‌شان مشغول خریدند. بعضی فروشگاه‌ها هم فروشگاه همواره بی‌تخفیف‌اند. قیمت‌ها همان است که روی کالا درج شده و صندوق‌دارهای‌شان همه عدد روی فاکتورها را حساب می‌کنند. پارکینگ این فروشگاه‌ها هم همیشه پر است از ماشین‌هایی که صاحبان‌شان مشغول خریدند. تخفیف، راه نگه داشتن مشتری‌ها نیست، شاید راه جذب مشتری باشد. تخفیف‌ها مشتری‌هایی را می‌آورند که نگاه‌شان اول روی درصد تخفیف کالاست و بعد روی خود کالا. مشتری‌هایی که دنبال ردیف محصولات پنجاه درصد تخفیف، چهل درصد و کم و بیش‌تر می‌گردد. مشتری‌هایی که می‌آیند و می‌آیند تا روزی که تابلو تخفیف از سر در فروشگاه برداشته شود. مشتری‌ها اما گاهی دل‌بسته کیفیت کالا‌ها می‌شوند، گرفتار خلاقیت در تولید و زیبایی محصول و سلیقه تولیدکننده. مشتری‌هایی که خریدشان را به دوستان‌شان توصیه می‌کنند، نگاه‌شان دنبال بهترین‌هاست و دل‌پسندها را انتخاب می‌کنند. بازارها، پر هستند از مغازه‌ها و فروشگاه‌هایی که هر کدام به دل‌خواه یکی از این دو سیاست‌ را انتخاب کرده‌اند. باسلام، به ارزش محصولات بازارش مطمئن است و تولیدکننده‌هایش را خوب می‌شناسد و شک ندارد بهترین مشتری‌های این بازار آن‌هایی هستند که تولیدکننده‌ها را شناخته‌اند و همین، محصول‌ آن‌ها را برای‌شان جذاب کرده. طرح چهارشنبه‌های بیست، طرحی است برای افتتاح ارتباط مشتری‌ها و بازار باسلام. ارتباطی که گرچه با پیشنهادهای تخفیفی شروع شده اما با تجربه کیفیت و خلاقیت و اصالت محصولات ادامه پیدا می‌کند. تخفیف‌های باسلام در چهارشنبه‌ها ماندگار نیستند. آرام از یک گوشه حرکت می‌کنند و در قالب طرح‌ها و بازی‌های متنوعی، از جایی دیگر پیدا می‌شوند. اتاق طراحی و فروش باسلام، ایده‌های متنوعی برای رونق بازار دارد. ایده‌هایی که جذاب‌تر و کاراتر از تخفیف خواهند بود. در این بین، هر تولیدکننده‌ای هر جا و هر وقت که مایل باشد، می‌تواند با طرح‌های تخفیفی، پا خور فروشگاهش را بیشتر کند. ما هم از سمتی دیگر و با طرح‌هایی تازه، رفت و آمد به بازار را بیشتر خواهیم کرد.
به لطافت همیشگیِ بهار
به لطافت همیشگیِ بهار
به لطافت همیشگیِ بهار

برای ما ساکنان شهرهای مرکزی ایران، تابستان و زمستان ندارد. همیشه سال باید یک کرم مرطوب کننده بگذاریم داخل کیفمان و هر چند ساعت یک بار پوست دست و صورتمان را که در معرض هواست، با کرم ماساژ دهیم.

روش‌های نگهداری و شست و شوی "پته"
روش‌های نگهداری و شست و شوی "پته"
روش‌های نگهداری و شست و شوی "پته"

این یادداشت آشنایی با پته نیست. بلکه یک قدم جلوتر و درباره شست و شو و روش‌های نگهداری از آن است. پته دوزی نوعی رودوزی ایرانی است روی پارچه. بخیه‌های نخی و رنگی که تمام سطح پارچه را با نقش‌هایی ذهنی می‌پوشاند. این یادداشت را غرفه پته سرای خاتون فرستاده است.

لیست غرفه داران تخفیف دار در کمپین صنایع دستی
لیست غرفه داران تخفیف دار در کمپین صنایع دستی
لیست غرفه داران تخفیف دار در کمپین صنایع دستی

کمپین صنایع دستی باسلام به زودی آغاز به کار خواهد کرد. در این کمپین با تمرکز بر تبلیغ و فروش صنایع دستی زمینه ای برای شناساندن انها ایجاد خواهد شد ، در ادامه لیست غرفه های تخفیف دار را ملاحظه می فرمایید

تحلیل غرفه پرنیان بافت
تحلیل غرفه پرنیان بافت
تحلیل غرفه پرنیان بافت

غرفه "پرنیان بافت" محصولات متنوعی را تولید می کند شامل بافندگی با قلاب و میل ، کیف دست دوز و پتو ، سیسمونی لباس نوزاد وسایل آشپزخانه و سبد های متنوع ، در ادامه تحلیلی درباره محتوای متنی و عکسی آن خواهیم داشت.

با یک مشت مهره و سنگ و گوی رنگی چه کار می شود کرد؟
با یک مشت مهره و سنگ و گوی رنگی چه کار می شود کرد؟
با یک مشت مهره و سنگ و گوی رنگی چه کار می شود کرد؟

اولین کار، هیچ کار است. می شود  همه شان را گذاشت توی کشوی میزی، بعد چند روز بعد، وقتی توی کشو دنبال سنجاق قفلی، ناخن گیر، خودکار یا برگه کاغذی هستیم، جا به جای شان کرد و گذاشت توی جعبه ای. چند روز بعد جعبه را برداشت و خالی کرد و تویش را پر کرد از چیز دیگری و همه مهره ها و سنگ ها و گوی ها را گذاشت توی کاسه ای، توی کمدی. کاسه را بچه ها شاید وسط یک بازی پر هیجان پیدا کنند و بعد کار تمام است. برای هفته ها وقتی در خانه راه می روید، جارو می زنید،  میزی یا مبلی را جا به جا می کنید، همه جا نقطه های رنگی می بینید که انگار همه جا هستند و هیچ وقت تمام نمی شوند.

 

این یک مشت مهره و سنگ و گوی را می شود مهربانانه به یک بند خوش رنگ کشید. یک روز عصر، کاسه کاسه این دانه های رنگی را چید روی میزی یا روی قالی خوش رنگ پر ترنجی و بعد یک رشته نخ ابریشمی را آهسته آهسته از دل هر کدام رد کرد و رنگ و طرح ها را کنار هم چید و یک دست بند ساده ساخت. می شود رُبانی برداشت و همین دست بند را زیباتر کرد. می شود حلقه و قلابی برای انتهای نخ ابریمشی پیدا کرد و بستن و باز کردن دست بند را ساده تر کرد. می شود به جای نخ ابریشمی،  یک نخ کشی انتخاب کرد و دست بند را برای هر دستی میزان کرد. ذوق و هنر، پایان ندارد و همیشه راهی و ایده ای برای زیباتر شدن و خلاق تر بودن پیدا می شود.

نشستن و ساختن دست بند و گردن بند، با این مهره ها و سنگ ها، یک بازی است. بازی پر ذوقی که کوچک و بزرگ نمی شناسد و حال همه را خوب می کند.

می شود همین کار را کمی جدی تر دنبال کرد. خرازی ها، دنیایی از رنگ های ریز دلبرانه هستند. می شود رفت و تکه ای از آن شهر رنگی را به خانه آورد و بعد با جدی تر از بازی اما به لذت بخشی آن، زیورآلاتی درست کرد که دل از خیلی ها ببرد و چشم خیلی ها را بند خودش بکند.

با یک مشت مهره و سنگ و گوی رنگی، می شود زندگی کرد، می شود پا در دنیای آن ها گذاشت که دست شان لذت خلق کردن را چشیده و دل شان گرفتار ساختن شده.

با همین مهره ها و سنگ ها و گوی ها می شود کار کرد، تولید داشت، می شود عضوی از خانواده بزرگ صنایع دستی شد.

چگونه یک کلیپ معرفی از کار و محصول خود بسازیم؟
چگونه یک کلیپ معرفی از کار و محصول خود بسازیم؟
چگونه یک کلیپ معرفی از کار و محصول خود بسازیم؟
اگر مایلید از روند تولید محصولات خود یا از کارگاه خود فیلمی بسازید و خودتان را بیشتر معرفی کنید می توانید از این نمونه الهام بگیرید
برای معرفی خودتان یک فیلم ساده بسازید!
برای معرفی خودتان یک فیلم ساده بسازید!
برای معرفی خودتان یک فیلم ساده بسازید!

یکی از راه‌های خوب برای معرفی غرفه و محصولتان این است که درباره خودتان یک فیلم کوچک بسازید. با موبایل، خیلی ساده. خیلی سریع. بعد بگذارید در گالری غرفه‌تان.

برای راحت تر شدن ارسال کالا چه کار کنم؟(شرحی بر انبار مرکزی پست)
برای راحت تر شدن ارسال کالا چه کار کنم؟(شرحی بر انبار مرکزی پست)
برای راحت تر شدن ارسال کالا چه کار کنم؟(شرحی بر انبار مرکزی پست)

یکی از خدمات جدیدی که باسلام این روزها داره در اختیار غرفه دارهای خودش میزاره یه خدمت لجستیکی جذابه

یکی از کارهای سخت البته شیرین برای شما در باسلام، ارسال کالا به نقاط مختلف کشور بوده
 خود ارسالش و اینکه دارید این محصول رو میفرستید برای مشتری قاعدتا شیرین بوده

ولی...

جای یک کاسه سفالی لعاب خورده در خانه ما هم خالی است
جای یک کاسه سفالی لعاب خورده در خانه ما هم خالی است
جای یک کاسه سفالی لعاب خورده در خانه ما هم خالی است

یک کاسه سفالی لعاب خورده، از همان ها که ظرف آب گوشت مادر بزرگ ها بوده و حالا رنجور و خسته از رقابت با بلورها و چینی ها و آرکوپال ها گوشه ای افتاده، می تواند بنشیند روی جا کفشی خانه و بشود «ظرف کلیدها و سوییچ ها»ی اهل خانه.

می تواند بیاید گوشه قفسه کتاب ها و ما هر وقت هر جا اسمی از کتابی دیدیم و خوش مان آمد، یا دوستی پیشنهاد خرید و مطالعه کتابی را به ما داد، اسمش را بنویسیم و بگذاریم توی «کاسه کتاب هایی که یک روز خواهم خواند

کاسه را می شود گذاشت توی اتاق بچه ها و بعد، تشویق شان کرد وقتی مدادی را می تراشند، خرده هایش را توی کاسه بریزند. «کاسه سرمدادها»، که پر می شود از خرده های رنگی مدادهای بچه ها. بعد می شود جمعه به جمعه نشست و ذره ذره این خرده مدادها را برداشت و هزار جور کاردستی ظریف و رنگی و زیبا از دل شان بیرون کشید.

کاسه را می شود گذاشت گوشه ای از میز تلفن، و همه سکه هایی که در جیب این شلوار و آن پیراهن و گوشه آن کیف ته نشین شده را توی کاسه ریخت. «کاسه سکه ها». سکه ها وقتی یک کاسه می شوند، قیمت پیدا می کنند و  با جمع شان می شود خرده چیزهایی خرید یا به فقیری کمک کرد یا حتی یک روز که جمع همه جمع است، می شود سکه ها را اسباب یک بازی خانوادگی کرد.

کاسه را می شود گذاشت روی میز آرایش و بعد به جای کشو و کیف، رژها و لاک ها را هم نشین یک کاسه کرد. اسمش را هم می شود گذاشت «کاسه زیبایی».

می شود کاسه را گذاشت روی اپن آشپزخانه و پر آبش کرد و بعد یک گل کوچک خوش رنگ را در آن شناور کرد. مثل یک قایق رنگی در یک ساحل آرام. «کاسه آبی». بعد هر بار، میانه های شستن ظرف ها و پختن غذاها و درست کردن دسرها و دم کردن چای و دم نوش ها، نگاهی به کاسه سفالی لعاب دار و زیبای شناور در آن کرد و خستگی را به نفسی بیرون داد.

کاسه را می شود گذاشت روی تاج تخت و بعد یادداشت های کوچک مهربانی را به جای کشاندن به آشپزخانه و چسباندن روی در یخچال، آرام کاسه نشینش کرد. «کاسه عاشقانه ها». می شود نوشت: خواب بودی و من برایت چای دم کردم، صبحانه ات را گرم بخور نازنینم!

شاید کاسه را بشود گذاشت گوشه پنجره ای و جایش را محکم کرد و برای گنجشک ها و یاکریم هایی که بین دیوارهای سنگ و سیمان شهر اسیر شده اند، خرده نانی و ذره آبی گذاشت. کاسه مهربانی. می شود پرنده ها را در قفس نکرد اما دل بسته پنجره خانه و کاسه مهربانی شان کرد.

کاسه را می  شود خانه مدادها و خودکارهای سرگردان خانه کرد. خودکارهایی که خیلی وقت ها در لحظه ای که باید دم دست باشند، نیستند و وقتی لازم شان نداری، یا روی میز افتاده اند و یا زیر پا می روند. «کاسه قلم دان».

کاسه را می شود پر کرد از  پارافین، یک نخ کتان برایش گذاشت و بعد، شمعی داشت که هیچ وقت تمام نمی شود، «کاسه سوزان» شب های عاشقانه.

یک کاسه سفالی لعاب خورده، از همان ها که ظرف آب گوشت مادر بزرگ ها بوده و حالا رنجور و خسته از رقابت با بلورها و چینی ها و آرکوپال ها گوشه ای افتاده، می تواند برای گوشه گوشه خانه ما، حال خوب و تازه به همراه داشته باشد.  همان کاسه سفالی لعاب خورده که روی چرخ سفالگری و زیر انگشت های ورزیده استادکاری درست شده، سفالی که رنگ لعابش از دل سنت و فرهنگ بومی ما آمده، همانی که لمس کردنش کلی خاطره برای آدم زنده می کند، حیف است اگر دور از روزمره های ما بماند. حیف است که این کاسه ها باشند و ما نداشته باشیم شان.